تبليغاتX
*ღ* دلخسته تنها *ღ*

 

چند وقت پیش یه اس ام اس داشتم از دختر خاله ام با این مضمون " اگه اسم آدما رو بر اساس بارزترین صفتشون انتخاب می کردن تو اسم منو چی می ذاشتی ؟ "

حالا بماند من چی جوابشو دادم ....!!!! بعد از چند ثانیه اس ام اس زد: مطمئنی با منی ؟ وقتی جواب مثبتمو دید  جواب داد : کولنگ !!!

جاتون خالی خیلی خندیدم اون شب ، اما بعد بهتر دیدم منم امتحانش کنم و این سوال رو در قالب شونصد تا اس ام اس برای فامیل و دوستان و خانواده ارسال کنم تا ببینم دیگران در مورد من چی فکر می کنن ...

یه عده بیش از حد خوبن و همه رو مث خودشون خوب تصور می کنن اما من هدفم از طرح این سوال شنیدن تعریف و تمجید   نیست فقط جنبه سازندگی داره همین ! بیشتر دوست داشتم نقاط ضعفمو بدونم هر چند به خیلی هاش واقفم !

چون این روزا روحیه انتقاد پذیری سازنده پیدا کردم وخیلی دوست دارم عادتها و صفات بدمو کنار بذارم از شما دوستای وبلاگی عزیز هم می خوام تو این نظر سنجی شرکت کنین ....مطمئن باشین تمامی انتقادهای شما رو پذیرایی می کنیم !

 

و اما اس ام اس هایی که شما زدین  :

نسرین ( دوست 5 ساله ) : بچه مثبت

خواهرم ( مامان ستایش ) : مهربون . تست کنکور بود؟ منظورت چی بود؟ ( آره اینو جواب بده نه که بیکارم دفترچه عمومی رو هم برات سوال به سوال sms می زنم !)

به فروز: بچه مثبت !!

ارمغان : آرام ( وقتی ساعت 11:30 شب اس ام اس می زنم بایدم ساعت 4 صبح جواب بدی !!)

زهره ( دوست 5 ساله ) : فاطمه غ ( همون نام و نام خانوادگی خودم !) ( نمی دونم چرا بعضی از دوستای من اینقدر خودشونو تو زحمت می اندازن ؟!!!)

داداشم : فاطی دلسوز

معصومه : پیچیده ! خوشم می یاد از این طوری بودن و در عین حال راحت و صمیمی ( فکر کن معصومه مثلا منو صدا می زدن پیچیده خانوم !!!)

شبنم ( یکی از دوستام ) : اسم تو رو همون فاطمه می ذاشتم چون تموم خوبیها و زیبایی دنیا و هر چیزی رو که لیاقتش رو داری تو اسم تو خلاصه شده .

اون یکی داداشم : می دونی چی می ذاشتم ؟ .... چی؟ ..... ها ؟!..... ( بعد از چند ثانیه تفکر!) ... اگه انتقاد هم هست بگو ...انتقاد ؟! .... ( با خنده ) ته انتقاده ..... اصلا ولش کن ! .....آخر شب sms  زد : مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شویم مرگ آن است که از خاطر دیگران با همه خاطره ها محو شویم .... ولی این جواب من نبود ها ؟!!

( من که می دونم چی می خواست بگه .... آخه یه مدت با هم قهر بودیم و تازه آشتی کرده بودیم .... همین سکوتش یه انتقاد سازنده بود ! )

 

                     

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 7:9 توسط فاطمه ( بچه مثبت )•. .•