عمریه که دل به سینه می زنه سنگ حسینو
میون تموم خوبا داره آهنگ حسینو
بوده اسم بی نظیرش اولین ذکر لب من
کوی بین الحرمینش شده خواب هر شب من
آرزوی اول من التماس آخر من
اینه که لحظه ی مردن پا بذاری رو سر من
کسی مثل دلبر من یار با وفا ندیده
واسه نوکری تو خونه اش خدا من رو آفریده
با همون نگاه اول سنگشو زدم به سینه
کاشکی کربلا بمیرم آرزوی من همینه
اسم آسمونی اون شده ذکر عشق و شورم
عشقمه روضه ی اونو بخونن بالای گورم
آسمونو اشک چشمش می کنه ستاره بارون
گوشه ای از عشق اونه قصه لیلی و مجنون
دل من بنام یاره هیچ کسی رو دوست نداره
نکنه ازت جداشم خدا اون روز و نیاره ...

وقتی که قلبم خونه اته ، سینه زدن در زدنه
پ.ن: ایام سوگواری تشنه لب کربلا تسلیت باد . التماس دعا
پ.ن1: از این " یه دوست دور افتاده " می خوام خودشو معرفی کنه اگه ممکنه
تو نباشی ... 
شعرهایم بی اعتبار می شوند
و من شاعری گمنام ...
تو نباشی
غبار سربی اندوه
پیکرم را غسل خواهد داد
و آرزوی تقدیر
در حجم سرد غزل هایم
حبس خواهد شد ...
تو نباشی سوز عشق می ماند و
سوگ شاعری تنها
بر مزار غزل های کفن پوش شده ...
حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه هر روز کم کم می خوریم

